قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٠ - «لكن»
و براى آن سه معنا نقل شده:
١- ترجّى نسبت به امر محبوب مانند: لعلّ الحبيب مواصل.
و اينمعنا مختص به امورى است كه ممكن مىباشد.
٢- تعليل مانند: فقولا له قولا ليّنا لعلّه يتذكّر او يخشى .
٣- استفهام مانند: لا تدرى لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك امرا .
«لكنّ»
بتشديد نون حرفى است كه باسم نصب و به خبر رفع مىدهد و در معناى آن سه قول مىباشد:
١- قول مشهور و آن اينستكه « لكن » يك معنا داشته و آن عبارتست از استدراك و مراد از آن اينستكه به مابعد « لكن » حكمى را نسبت دهند كه مخالف با حكم ماقبلش باشد.
٢- قول برخى از ادباء همچون صاحب البسيط، ايشان گفتهاند:
لكن گاهى براى استدراك و زمانى براى تأكيد مىآيد.
٣- قول ابى عصفور، وى گفته است:
لكن هميشه براى تأكيد مىآيد.
«لكن»
بتخفيف نون بر دو وجه است:
١- مخفّفه از مثقله.
٢- حرف ابتداء كه عامل نمىباشد.
اينقسم از « لكن » اگر بعدش مفرد قرار بگيرد به دو شرط عاطفه است:
الف: آنكه قبلش نفى يا نهى باشد مانند: ما قام زيد لكن عمرو.
ب: آنكه مقرون با « واو » نباشد.